سار. (اِ) مخفف ساره بمعنی پرده است . (برهان در ماده ٔ در ساره ). رجوع به ساره شود.
سار. [ سارر ] (ع ص )شادکننده . مفرح . گویند: رجل سار. (اقرب الموارد). یقال ساربار، از اتباع . (مهذب الاسماء). پنهان کننده .
ساره#NAME?
۱. رنج؛ آزار؛ محنت؛ درد؛ غصه.
۲. (صفت) رنجور.
پرندهای کوچک، سیاهرنگ، حلالگوشت، و بزرگتر از گنجشک.
(اِ.) شتر.
[ ساره . ] (اِ.) پرده .
[ اوست . ] 1 - (اِ.) رنج ، محنت ، آزار. 2 - (ص .) رنجور.
[ په . ] (اِ.) پرنده ای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ می پردازد.
در گویش گنابادی یعنی لوس و مامانی ، پاستوریزه ، بی بخار ، رام و بی خطر. || نوعی پرنده
پرنده ای از خانواده ی سار که به سه رنگ صورتی،سیاه و مینایی ...
تکیه ای: sâr
طاری: sâr
طامه ای: sâr
طرقی: sâr
کشه ای: sâr
نطنزی: sâr
صفت
سارنگ
پرده، ساره
رنج، محنت، درد
نشاطآور، نشاطانگیز، شادیزا
۱. سارنگ
۲. رنج، محنت، درد
۳. شتر
۴. پرده، ساره
۵. نشاطآور، نشاطانگیز، شادیزا