معانی کلمه : ساختارگرایی
فرهنگ معین
(گِ یا گَ ) (حامص . ) ۱ - نظریه ای که در آن روابط انسانی بیش تر با نمادگرایی منطقی تفسیر و توجیه می شود. ۲ - شیوة تجزیه و تحلیل زبان براساس توصیف ویژگی های ساخت و نظام آن .
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
ساختارگرایی ≠ ساختارشکنی
