معانی کلمه : زیور دادن
لغت نامه دهخدا
زیور دادن. [ زی وَ دَ ] ( مص مرکب ) زیور بستن. آرایش دادن. ( آنندراج ) :
همو داد زیور سمرقند را
سمرقند نی ، آنچنان قند را.رجوع به زیور و زیور بستن و دیگر ترکیبهای زیور شود.
همو داد زیور سمرقند را
سمرقند نی ، آنچنان قند را.رجوع به زیور و زیور بستن و دیگر ترکیبهای زیور شود.
فرهنگ فارسی
زیور بستن آرایش دادن
