زیلی . (ص نسبی ، از اتباع ) (زخم و ...) مترادف و تابع زخم و زیلی به معنی زخمدار و زخمناک و دارای زخمهای بسیار است . (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).
زیلی . (اِخ ) احمدبن محمد ابی البرکات الزیلی السیواسی ، مکنی به ابوالثناء. وی در سال 974 هَ . ق . مشهور گشت . او راست : زبدةالاسرار. (از معجم المطبوعات )....
فرهنگ فارسی
محرم بن عارف بن حسن مکنی به ابو اللیث از علمائ قرن دهم هجری .