Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زیق

تلفظ بین المللی : /zˈiq1/ تلفظ :‌ [z'iq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • زاق و زیق
  • بی زاق و زیق
  • زیقی
  • زیقا
  • زیقان
  • رام زی
  • ربیعبن زیاد
  • ربیعهبن زیاد
  • رد زیا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زیق . (اِخ ) محله ای است به نیشابور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از معجم البلدان ). رجوع به زیقی شود.

زیق . (معرب ، اِ) زیق القمیص ؛ زه پیراهن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). معرب زه . زه پیراهن . یقه . جیب . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به المعرب جوالیقی ص 172 شود. || رشته ٔ بنا که بدان اندازه گیرد. و منه : قوام البناء بالز...

فرهنگ فارسی

محله ایست به نیشابور

واژه نامه بختیاریکا

( زیق * ) قهقهه؛ خنده

کلمات مرتبط

  • زاق و زیق
  • بی زاق و زیق
  • زیقی
  • زیقا
  • زیقان
  • رام زی
  • ربیعبن زیاد
  • ربیعهبن زیاد
  • رد زیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات