معانی کلمه : زیست چاپ
فرهنگ فارسی
فنّاوری روبهتکاملی در حوزۀ مهندسی بافتها که در آن از چاپگرهای سهبعدی متصل به رایانه برای ساختن سریع و دقیق ساختارهای زیستی سهبعدی استفاده میکنند
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{bioprinting} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فنّاوری روبه تکاملی در حوزۀ مهندسی بافت ها که در آن از چاپگرهای سه بعدی متصل به رایانه برای ساختن سریع و دقیق ساختارهای زیستی سه بعدی استفاده می کنند
