معانی کلمه : زیست سطح فعال
فرهنگ فارسی
سطحفعالی که توسط یاختههای زنده سنتز میشود متـ . زیستعاسف
فرهنگستان زبان و ادب
{biosurfactant} [شیمی] سطح فعالی که توسط یاخته های زنده سنتز می شود
متـ . زیست عاسف

سطحفعالی که توسط یاختههای زنده سنتز میشود متـ . زیستعاسف