کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زیربا | کلماتور
معانی کلمه : زیربا
تلفظ بین المللی :
/zirˈobɑ/
تلفظ :
[ziR'obA]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
فضای زیربازتابی
زیرباج
زیرباجیه
زیرباد
زیرباذ
زیربالا
زیربامدات
زیربای
بالاست و زیربالاست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
زیربا. ( اِ مرکب ) طعامی است. ( شرفنامه منیری ). نوعی از آش و طعامی است. ( آنندراج ). نوعی از آش و طعام. ( غیاث ). شوربا و نوعی از آش و زیره با. ( ناظم الاطباء ). زیرباج. ( دهار ). زیره با. زیرباج. آش زیره. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : نهاد از برش کاسه شیرباچه نیکو بدی گر بدی زیربا.فردوسی.گاوان را هریسه ساز و گوسپندان را زیربای مزعفر. ( اسرار التوحید ).بره و مرغ و زیربای عراق گرده ها و کلیچه ها و...
فرهنگ عمید
آشی که در آن زیره ریخته باشند، آش زیره، زیرباج، زیروا.
کلمات مرتبط
فضای زیربازتابی
زیرباج
زیرباجیه
زیرباد
زیرباذ
زیربالا
زیربامدات
زیربای
بالاست و زیربالاست
نظرات