معانی کلمه : زیرافکند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= زیرافکن: ◻︎ آه کز یاد ره و پردۀ عراق / رفت از یادم دم تلخ فراق ـ وای کز ترّیّ زیرافکند خُرد / خشک شد کشت دل من، دل بمرد (مولوی: ۱۲۳).
= زیرافکن: آه کز یاد ره و پردۀ عراق / رفت از یادم دم تلخ فراق وای کز ترّیّ زیرافکند خُرد / خشک شد کشت دل من، دل بمرد (مولوی: ۱۲۳ ).
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱ - تشک نهالی زیر انداز . ۲ - مقامی است از موسیقی کوچک .
