معانی کلمه : زیتون خاتون
لغت نامه دهخدا
زیتون خاتون. [ زَ ] ( اِخ ) زن ارسلانشاه پادشاه کرمان و مادر کرمانشاه. او امیرزاده بود از ولایت هرات ولی او را به بردگی فروخته بودند. زنی به غایت عاقل و خیرات دوست بود و در کرمان خیرات بسیار فرموده و مدرسه و رباط ساخت و او را عصمت الدین لقب دادند و اوقاف او را عصمتیه گویند. ( از تاریخ افضل ص 23 ). رجوع به همین کتاب و عصمت الدین شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
زن ارسلانشاه پادشاه کرمان و مادر کرمانشاه .
فرهنگ اسم ها
اسم: زیتون خاتون (دختر) (فارسی، عربی)
معنی: زیتون ( عربی ) + خاتون ( فارسی )، مرکب از زیتون + خاتون ( بانو )، نام همسر ارسلان شاه پادشاه کرمان که زنی بسیار خردمند و خیر بود
معنی: زیتون ( عربی ) + خاتون ( فارسی )، مرکب از زیتون + خاتون ( بانو )، نام همسر ارسلان شاه پادشاه کرمان که زنی بسیار خردمند و خیر بود
