معانی کلمه : زیت
لغت نامه دهخدا
زیت . (اِخ ) دهی از دهستان هندمینی است که در بخش بدره ٔ شهرستان ایلام واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
فرهنگ عمید
روغن، هرنوع روغن نباتی یا حیوانی که برای خوردن یا به جهت مصارف دیگر به کار برود.
فرهنگ معین
(زَ یا زِ ) [ ع . ] (اِ. ) روغن زیتون .
فرهنگ فارسی
روغن، روغن زیتون، برای خوردن ومصارف دیگر
( اسم ) روغن زیتون جمع زیوت . یا زیت بنی اسراییل سنگی است به رنگ و اندام زیتون و خطوط بسیار موازی یکدیگر دارد حجرالیهود حجرالزیتون .
دهی از دهستان هندمینی است که در بخش بدره شهرستان ایلام واقع است و ۱۲٠ تن سکنه دارد .
( اسم ) روغن زیتون جمع زیوت . یا زیت بنی اسراییل سنگی است به رنگ و اندام زیتون و خطوط بسیار موازی یکدیگر دارد حجرالیهود حجرالزیتون .
دهی از دهستان هندمینی است که در بخش بدره شهرستان ایلام واقع است و ۱۲٠ تن سکنه دارد .
گویش مازنی
از توابع میان دورود ساری
/zeyt/ از توابع میان دورود ساری
گویش بختیاری
پیش افتاده، پر رو (لفظى است که بیشترخطاب به دختران گویند).
مترادف و متضاد
چربی، دهن، روغن
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
عصاره؛ شیره
