معانی کلمه : زیبال
لغت نامه دهخدا
زیبال. ( اِ ) کنایه از اسب و اشتر و هر حیوانی تندرو باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شیر تند و این منقول است از زفان گویا ( کذا ). ( شرفنامه منیری ) :
ولیکن ارچه چنین است هم پدید بود
خسک ز لؤلؤ مکنون و روبه از زیبال .
ولیکن ارچه چنین است هم پدید بود
خسک ز لؤلؤ مکنون و روبه از زیبال .
فرهنگ عمید
ویژگی اسب و استر تندرو.
فرهنگ فارسی
کنایه از اسب و شتر و هر حیوانی تند رو باشد .
