کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زکند | کلماتور
معانی کلمه : زکند
تلفظ بین المللی :
/zˈakand/
تلفظ :
[z'akand]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
الاینده های زنده
رنگ زنده
رنگ زندگی
روزنامۀ زنده
زرند
زرند کهنه
زرندی
زرکند
زل و زنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
زکند. [ زُ ک َ ] ( اِ ) زکنج. ( فرهنگ رشیدی ). بمعنی زکنج است که کاسه سفالین بزرگ باشد. ( برهان ). بمعنی کاسه سفالین است. ( انجمن آرا ) :
مدح ترا به هزل نبردم برای آنک
نوشیدن رحیق نیاید خوش از زکند.
سوزنی ( از فرهنگ رشیدی ).
رجوع به زکنج شود.
فرهنگ عمید
کاسۀ سفالی: مدح تو را به هزل نبردم به سر از آنک / نوشیدن رحیق نیاید خوش از زکند (سوزنی: مجمع الفرس: زکند ).
فرهنگ معین
(زُ کَ ) (اِ. ) کاسة سفالین .
کلمات مرتبط
الاینده های زنده
رنگ زنده
رنگ زندگی
روزنامۀ زنده
زرند
زرند کهنه
زرندی
زرکند
زل و زنده
نظرات