Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زود مست

تلفظ بین المللی : /zˈuːd mˈast/ تلفظ :‌ [z'u:d m'ast]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زودمست
  • زودوست اشتادیون
  • زودوست اشتایرمارک
  • زودوستپفالتس
  • زود
  • زؤد
  • زود ازار
  • زود اشتی
  • زود افکن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زودمست. [ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه به زودی به اندک خوردن شراب مست شود. ( آنندراج ). کسی که از اثر مسکرات بسرعت مست می گردد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه بزودی به اندک خوردن شراب مست شود کسیکه از اثر مسکرات بسرعت مست می گردد .

کلمات مرتبط

  • زودمست
  • زودوست اشتادیون
  • زودوست اشتایرمارک
  • زودوستپفالتس
  • زود
  • زؤد
  • زود ازار
  • زود اشتی
  • زود افکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات