Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زهرمهره

تلفظ بین المللی : /zˌaharmahˈareː/ تلفظ :‌ [z,ahaRmah'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • تَرَک زیرمهره ای
  • زرمهر
  • زهرواره
  • مثل برج زهرمار
  • آهرمهره
  • گهرمهره
  • زرمهچه
  • زمهره
  • زهرماری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زهرمهره. [ زَ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) مهره ای باشد که بدان دفع زهر افعی و غیره کنند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). مهره ای که بدان زهر دفع کنند. ( فرهنگ رشیدی ). مهره ای که بدان علاج زهر کنند و آن را زهرکش نیز خوانند. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). سنگ پازهر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

سنگ پازهر که در قدیم برای دفع زهر مار به کار می بردند.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:سنگ پادزهر
wikijoo: زهرمهره

فرهنگ فارسی

سنگ پا زهر مهره که بدان زهر دفع کنند .

کلمات مرتبط

  • تَرَک زیرمهره ای
  • زرمهر
  • زهرواره
  • مثل برج زهرمار
  • آهرمهره
  • گهرمهره
  • زرمهچه
  • زمهره
  • زهرماری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات