زهاب . [ ] (اِخ ) دشتی در مغرب کرمانشاهان . رجوع به «سرپل ذهاب » شود.
زهاب . [ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) چشمه ای که هرگز نایستد و پیوسته روان باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). چشمه ای که پیوسته روان باشد و هرگز نایستد . (فرهنگ فارسی معین ).
زهاب . [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی ...
فرهنگ عمید
۱. زه آب، درز و شکاف باریک سنگ، چشمه، یا جوی که آب از آن تراوش کند. ۲. آبی که از درز سنگ یا زمین بیرون آید.
فرهنگ معین
(زِ ) (اِمر. ) ۱ - آبی که از شکاف سنگ یا چشمه تراوش کند. ۲ - چشمة جوشان .
فرهنگ فارسی
زه آب، درزوشکاف باریک سنگ یاچشمه یاجوی آب( اسم ) ۱ - آبی که از کنار رود چشمه تالاب و غیره تراوش کند . ۲ - جایی که آب از آنجا جوشد خواه خاک و خواه سنگ باشد موضع چشمه . ۳ - آبی که قعرش پیدا نباشد . ۴ - چشمه ای که پیوسته روان باشد و هرگز نایستد .نام رودی( زه آب ) ( اسم ) ۱ - آبی که از کنار رود چشمه تالاب و غیره تراوش کند . ۲ - جایی که آب از آنجا جوشد خواه خاک و خواه سنگ باشد موضع چشمه . ۳ - آبی که قع...