کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زندگی-کردن | کلماتور
معنی کلمه : زندگی کردن
تلفظ بین المللی :
/zˈendeɡˌi kˈardan/
تلفظ :
[z'endeg,i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زندگی کردن برای عشق
باهم زندگی کردن
مجرد و عزب زندگی کردن
نامرتب زندگی کردن
وسایل خانه و زندگی را فراهم کردن
هنر خوب زندگی کردن
پیرزنی بود که در کفش زندگی می کرد
چطور باید زندگی کرد
زندگی جدید کرانک
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
habit
(فعل)
ساکن شدن، اراستن، جامه پوشیدن، زندگی کردن
live
(فعل)
زیستن، سکون کردن، منزل کردن، زندگی کردن، زنده بودن
کلمات مرتبط
زندگی کردن برای عشق
باهم زندگی کردن
مجرد و عزب زندگی کردن
نامرتب زندگی کردن
وسایل خانه و زندگی را فراهم کردن
هنر خوب زندگی کردن
پیرزنی بود که در کفش زندگی می کرد
چطور باید زندگی کرد
زندگی جدید کرانک
نظرات