کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زندگان | کلماتور
معانی کلمه : زندگان
تلفظ بین المللی :
/zendˈeɡɑn/
تلفظ :
[zend'egAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گنجینه زندگان
در میان زندگان
گنج زندگان
ما زندگان
زندگانی
کوتاه زندگانی
کوته زندگانی
بهار زندگانی
دارای زندگانی سخت و مشکل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زندگان. [ زِ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ زنده چنانکه مردگان ج ِ مرده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد و زنده شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه حیات دارد و زندگی میکند جاندار حی مقابل مرده میت . ۲ - کسی که پرتو معرفت و عشق بر دل وی میتابد . ۳ - دانا .
کلمات مرتبط
گنجینه زندگان
در میان زندگان
گنج زندگان
ما زندگان
زندگانی
کوتاه زندگانی
کوته زندگانی
بهار زندگانی
دارای زندگانی سخت و مشکل
نظرات