معانی کلمه : زنجار
لغت نامه دهخدا
زنجار. [ زِ ] (اِخ ) شهری است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
زنگار#NAME?
= زنگار
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - زنگ فلزات آیینه و جز آن اکسید مس . ۲ - نامی است که به انواع مختلف استات مس به سبب رنگ سبز آنها داده اند . یا زنگار معدنی زاج سبز .
