زن . [ زَن ن ] (ع مص ) خشک شدن پی . || گمان کردن کسی را به خیر یا شر و تهمت نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
۱. [مقابلِ مرد] انسان ماده.
۲. [مقابلِ شوهر] جفت مرد؛ زوجه.
۱. = زدن
۲. زننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پنبهزن، خشتزن، دفزن، راهزن، شمشیرزن، لگدزن.
مخفف زننده
تکیه ای: ǰen
طاری: žin
طامه ای: ǰan
طرقی: ǰun
کشه ای: ǰen
نطنزی: ǰen
پردگی، مستوره
امراء، نسا ≠ مرد، همسر
بانو، جفت، حرم، زوجه، عیال، متعلقه، منکوحه، همسر
۱. امراء، نسا
۲. بانو، جفت، حرم، زوجه، عیال، متعلقه، منکوحه، همسر
۳. پردگی، مستوره ≠ مرد، همسر