Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زمک

تلفظ بین المللی : /zˈamk/ تلفظ :‌ [z'amk]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابن الزمکون
  • زمکه
  • زمکی
  • بکربیک زمکان
  • تپه سراب مله اواره زمکان
  • حوض شیخ زمکان
  • دهستان زمکان
  • رابرت زمکیس
  • زمکان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زمک . [ زَ م َ ] (ع اِ) خشم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زمک . [ زِ م ِ ] (ع اِ) بن دم جانور پرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دم غزه ٔ مرغ و دم مرغ و بن دم آن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زمک .[ زَ ] (ع مص ) برانگیختن کسی را بر کسی تا سخت خشمگین شود بر وی . || پر کردن مشک ر...

فرهنگ فارسی

بن دم جانور پرنده دم غزه مرغ و دم مرغ و بن دم آن .

کلمات مرتبط

  • ابن الزمکون
  • زمکه
  • زمکی
  • بکربیک زمکان
  • تپه سراب مله اواره زمکان
  • حوض شیخ زمکان
  • دهستان زمکان
  • رابرت زمکیس
  • زمکان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات