Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زمعه

تلفظ بین المللی : /zamʔˈeː/ تلفظ :‌ [zam?'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حارث بن زمعه
  • سوده بنت زمعه
  • سوده دختر زمعه بن قیس
  • ربیعهبن زرعه
  • زاعه
  • زرعه
  • زمره
  • زمعات
  • زمه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زمعة. [ زُ ع َ ] (ع اِ) پاره ای از گیاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زمعة. [ زَ م َ ع َ ] (اِخ ) ابن الاسودبن المطلب بن اسد. رجوع به ازوادالرکب و امتاع ج 1 شود.

زمعة. [ زَ ع َ / زَ م َ ع َ ] (اِخ ) پدر سوده ام المؤمنین و پدر برادرش عبداﷲ که...

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان حومه بخش اشنویه در شهرستان رضائیه واقع است .

کلمات مرتبط

  • حارث بن زمعه
  • سوده بنت زمعه
  • سوده دختر زمعه بن قیس
  • ربیعهبن زرعه
  • زاعه
  • زرعه
  • زمره
  • زمعات
  • زمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات