معانی کلمه : زلفین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = زرفین
۲. [قدیمی، مجاز] زلف، گیسو.
۲. [قدیمی، مجاز] زلف، گیسو.
فرهنگ معین
(زُ ) (اِ. ) = زورفین . زُرúفین : ۱ - حلقه ای که زنجیر یا چفت را در آن می انداختند. ۲ - زلف معشوق .
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
لنگه ی همانند در
حلقه ای که بر چارچوب در و صندوق وصل کنند و زنجیر را به آن ...
/zelfin/ حلقه ای که بر چارچوب در و صندوق وصل کنند و زنجیر را به آن اندازند & لنگه ی همانند در
