معانی کلمه : زلت
لغت نامه دهخدا
زلت . [ زِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کیاکلا است که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و 330 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
فرهنگ عمید
۱. خطا، لغزش.
۲. (اسم ) گناه.
۲. (اسم ) گناه.
فرهنگ معین
(زَ لَّ ) [ ع . زلة ] ۱ - (مص ل . ) لغزیدن ، خطا کردن . ۲ - (اِمص . ) لغزش . ۳ - (اِ. ) خطا. ۴ - مهمانی .
فرهنگ فارسی
لغزش، خطا، ولیمه، شام مهمانی عروسی
۱ - ( مصدر ) لغزیدن . ۲ - ( اسم ) لغزش ۳ - ( اسم ) خطا خطیئه . ۴ - مهمانی ولیمه جمع زلات .
لغزش و لغزیدن که عبارت از کار ناپسندیده
۱ - ( مصدر ) لغزیدن . ۲ - ( اسم ) لغزش ۳ - ( اسم ) خطا خطیئه . ۴ - مهمانی ولیمه جمع زلات .
لغزش و لغزیدن که عبارت از کار ناپسندیده
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
موذی زیان کار
از توابع یخ کش بهشهر
/zelet/ ازتوابع یخ کش بهشهر & موذی زیان کار
مترادف و متضاد
خطا، گناه، لغزش
واژه نامه بختیاریکا
( زِلَت ) از گونه ی گیاهان
