معانی کلمه : زقه
لغت نامه دهخدا
زقة. [ زُق ْ ق َ ] (ع اِ) مرغی است کوچک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). مرغی است کوچک ، از مرغهای آبی . (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
زمینی است به قرطبه یا نهری است به واسط

زقة. [ زُق ْ ق َ ] (ع اِ) مرغی است کوچک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). مرغی است کوچک ، از مرغهای آبی . (از اقرب الموارد).