زفاف. [ زِ ] ( ع مص ) عروس به خانه شوهر فرستادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). فرستادن عروس به خانه شوهر و عروس و داماد را همبستر کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). زف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). عروس را بخانه شوهر فرستادن. ( فرهنگ فارسی معین ) : زآن بیش کاین عروس برهنه شود علم کوس از پی زفاف شد آنک نوا گرش.خاقانی.دو شه را در زفاف خسروانه فراوان شرطها شد در میانه.نظامی.به...
فرهنگ عمید
هم بستر شدن عروس و داماد برای بار اول.
فرهنگ معین
(زِ ) [ ع . ] (مص م . ) عروس را به خانة شوهر فرستادن . ، شب ~ شب عروسی .
فرهنگ فارسی
عروس رابخانه شوهرفرستادن، شب زفاف:شب عروسی ۱ - ( مصدر ) عروس را به خانه شوهر فرستادن . یا شب زفاف شب عروسی . ۲ - ( مصدر ) درخشیدن برق .
مترادف و متضاد
عروسی، وصلت
spousal(اسم)
عروسی، ازدواج، زفاف
wedlock(اسم)
عروسی، زوجه، زناشویی، زفاف
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بردن عروس به خانه داماد را زَفاف گویند. بردن عروس به خانه داماد را زفاف گویند که در فقه دارای احکامی می باشد.