Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زرنگ

تلفظ بین المللی : /zˈeranɡ/ تلفظ :‌ [z'eRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • زِرِنگ
  • زرنگ تر بودن
  • زرنگ تر بودن از
  • زرنگ و دانا
  • زرنگ کردن
  • زرنگ بازی
  • زرنگ و باهوش
  • زرنگ محله
  • زبر زرنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زرنگ . [ زَ / زُ رَ ] (اِ) رمه و ایلخی اسبان . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (ازفرهنگ رشیدی ). رجوع به ماده ٔ قبل (معنی ششم ) شود.

زرنگ. [ زَ رَ ] ( اِ ) نام درختی است کوهی و آن بسیار محکم و سخت می باشد. و از آن تیر، نیزه ، حنای زین و امثال آن سازند. گویند آتش آن قریب به چهل شبانه روز «؟» بماند. ( برهان ) ( ازانجمن آر...

فرهنگ عمید

گلۀ اسب.

۱. زیرک؛ باهوش.
۲. چست‌وچالاک.

درختی کوهی با چوبی سخت و محکم که از آن تیر و نیزه و مانند آن می‌ساختند؛ گز: ◻︎ چنان بگریم اگر دوست بار من ندهد / که خاره خون شود اندر شخ و زرنگ زگال (منجیک: شاعران بی‌دیوان: ۲۳۷).

۱. زیرک، باهوش.۲. چست وچالاک.درختی کوهی با چوبی سخت و محکم که از آن تیر و نیزه و مانند آن می ساختند، گز: چنان بگریم اگر دوست بار من ندهد / که خاره خون شود ان...

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) گلة اسب .

(زَ رَ) (ص .) تازه ، نو.

(زَ یا زِ رَ) (ص .) زیرک ، باهوش .

(زَ رَ) (اِ.) 1 - درختی است کوهی ، بسیار محکم و از آن تیر و نیزه و گوی چوگان و جناغ زین سازند؛ درخت گز. 2 - زردچوبه .

(زَ رَ ) (اِ. ) ۱ - درختی است کوهی ، بسیار محکم و از آن تیر و نیزه و گوی چوگان و جناغ زین سازند، درخت گز. ۲ - زردچوبه . (زَ رَ ) (ص . ) تازه ، نو. ( ~. ) (اِ. ) گلة اسب . (زَ ی...

دانشنامه آزاد فارسی

زَرَنگ
رجوع شود به:زرنج
wikijoo: زرنگ

فرهنگ فارسی

زیرک وباهوش، چست وچالاک
( صفت ) زیرک چالاک . یا زبر و زرنگ : بسیار چالاک .
نام شهری که حاکم نشین سیستان بوده

دانشنامه عمومی

زبردست، ماهر

زِرَنگ به معنی هشیار و چابک در انجام امور است.نام قدیمی شهر زَرَنج در افغانستان. زَرَنگ همچنین یکی از نام های قدیمی شهرستان زرند در استان کرمان نیز می باشد که این نام بر گرفته و مبنی بر مشکلات استخراج معادن طلا و سرب در شهرستان زرند است.زَرَنگ یکی از ساتراپ نشین های هخامنشیان بوده است.wiki: ساتراپی های هخامنشیان بشمار می رفت و در سرزمین های امروزی افغانستان، پاکستان و جنوب شرقی ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: zereng
طاری: zereng
طامه ای: zerang
طرقی: zereng
کشه ای: zereng
نطنزی: zereng

مترادف و متضاد

رند

درس‌خوان

زبل، شیطان

زبردست، ماهر

باهوش، داهی، زیرک ≠ تنبل

جلد، جلید، چابک، چالاک، چست، فرز

کفل، کپل، سرون، سرینگاه، نشیمنگاه، ورک، باسن

۱. باهوش، داهی، زیرک
۲. جلد، جلید، چابک، چالاک، چست، ، فرز
۳. درسخوان
۴. رند
۵. زبردست، ماهر
۶. زبل، شیطان ≠ تنبل

bright (صفت)درخشان، فروزان، زرنگ، تابان، روشن، با هوش، تابناک، افتاب...

واژه نامه بختیاریکا

آتِشَک؛ بَر ( خو ) ؛ چاریار؛ چک و رک؛ چکیلا؛ دَست و پا دار؛ دَست و پا دار؛ فیکا؛ ور فیکا؛ دِلَک مَخَر؛ رِگِنک؛ رِگِنک؛ زِل پِل؛ سِر؛ ناشادی
بَر خو
مَپور

کلمات مرتبط

  • زِرِنگ
  • زرنگ تر بودن
  • زرنگ تر بودن از
  • زرنگ و دانا
  • زرنگ کردن
  • زرنگ بازی
  • زرنگ و باهوش
  • زرنگ محله
  • زبر زرنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات