معانی کلمه : زرند
لغت نامه دهخدا
زرند. [ زَ رَ ] (اِ) دوزخ و جهنم . || نام درختی صلب و بی بار. (ناظم الاطباء).
زرند. [ زَ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان طارم پایین است که در بخش سیردان شهرستان زنجان واقع است و 332 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
فرهنگ فارسی
بخشی است جزو شهرستان ساوه . خاک آن بسیار حاصلخیز است . گندم و خربزه آن معروف است و حاکم نشین آن نیز زرند نام دارد .
دهی از دهستان طارم پایین در بخش سیردان شهرستان زنجان
دهی از دهستان طارم پایین در بخش سیردان شهرستان زنجان
