زررشته . [ زَ رِ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب ) گلابتون و تار زر. (ناظم الاطباء). رشته ٔ زر. رشته ای که به زر یا به رنگ زر ساخته باشند چنانکه در زردوزی بکار برند : تنم از اشک به زر رشته ٔ خونین ماندهیچ زر رشته از این تافته تر کس دانی . خاقانی .آن چنگ ازرق سار بین زر رشته در منقار بین در قید گیسووار بین پایش گرفتار آمده . خاقانی .رجوع به زر، زردوز، زردوزی و لسان العجم شعوری ج 2 ص 40 شود....