Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زردسر

تلفظ بین المللی : /zarˈadasr/ تلفظ :‌ [zaR'adasR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • زادسرو
  • زردرخ
  • زردرو
  • زردرویی
  • زردمرغ
  • زردپره ایان
  • زردچرده
  • زردرنگ کردن
  • زرداری اصف علی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

زردسر. [ زَ س َ ] ( اِ مرکب ) آتش پرست و گبر. || یک نوع مرغ کوچک سرزردی. ( ناظم الاطباء ). بهر دو معنی رجوع به لسان العجم شعوری ج 2 ص 32 شود.

فرهنگ فارسی

یک نوع مرغ کوچک سر زردی آتش پرست و گبر

گویش مازنی

۱کوه،گردنه و مرتعی در لاشک نوشهر ۲نام مرتعی در آمل

/zardesar/ کوه، گردنه و مرتعی در لاشک نوشهر - نام مرتعی در آمل

کلمات مرتبط

  • زادسرو
  • زردرخ
  • زردرو
  • زردرویی
  • زردمرغ
  • زردپره ایان
  • زردچرده
  • زردرنگ کردن
  • زرداری اصف علی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات