معانی کلمه : زرادخانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] مجموعۀ تسلیحات و جنگ افزاری یک کشور.
۲. اسلحه خانه، انبار اسلحه.
۲. اسلحه خانه، انبار اسلحه.
فرهنگ معین
( ~. نِ ) [ معر. ] (اِمر. ) انبار مهمات و اسلحه .
فرهنگ فارسی
مکانی که در آن سلاح ذخیره میشود
جبه خانه، اسلحه خانه، انباراسلحه، کارخانه سلاح
( اسم ) محل اسلحه و ذخایر و مهمات نظامی قور خانه اسلحه خانه جبه خانه جیبا خانه .
( اسم ) محل اسلحه و ذخایر و مهمات نظامی قور خانه اسلحه خانه جبه خانه جیبا خانه .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اسلحهخانه، قورخانه
فرهنگستان زبان و ادب
{armoury, arsenal} [علوم نظامی] مکانی که در آن سلاح ذخیره می شود
