Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زدایش

تلفظ بین المللی : /zodˈɑjaʃ/ تلفظ :‌ [zod'AjaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زدایش آهکی
  • زدایش اهکی
  • روی زدایش
  • روی زدایش لایه ای
  • روی زدایش لکه ای
  • روی زدایش یکنواخت
  • کالبدشناسی زدایشی
  • زدایشگر
  • امین زدایی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زدایش. [ زِ / زُ /زَ ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر است از زدودن. زدایندگی.

فرهنگ فارسی

اسم است از زدودن زدایندگی

مترادف و متضاد

ازاله، امحا، پاکسازی، پالودن، زدودن، محو

brush-off (اسم)
اخراج بی ادبانه، زدایش، طعنه

کلمات مرتبط

  • زدایش آهکی
  • زدایش اهکی
  • روی زدایش
  • روی زدایش لایه ای
  • روی زدایش لکه ای
  • روی زدایش یکنواخت
  • کالبدشناسی زدایشی
  • زدایشگر
  • امین زدایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات