Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زجرکش کردن

تلفظ بین المللی : /zˈadʒrkeʃ kˈardan/ تلفظ :‌ [z'adZRkeS k'aRdan]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • زارکش کردن
  • زجر کردن
  • زجر کشی کردن
  • زجرکش
  • زجرکش شدن
  • زرکش
  • قاسم زرکش
  • قاسم علی زرکش
  • مقیمای زرکش
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زجرکش کردن. [ زَ ک ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بزجر کشتن. با شکنجه کشتن. شکنجه کردن. رجوع به زجر و زجرکش شدن شود.

دانشنامه آزاد فارسی

زَجرکُش کردن (lynching)کشتن خشونت بار کسی به اتهام ارتکاب جرم، توسط شخص یا گروهی فاقد اختیار قانونی برای این کار. این شیوۀ مجازات خشن در ۱۷۸۰ در امریکا در کمیته ای در ویرجینیابا نام کمیتۀ حفظ نظمبه وجود آمد. یکی از اعضای این کمیته شخصی به نام کاپیتان ویلیام لینچبود و لینچ کردن هم مأخوذ از اسم اوست. نمونه های لینچ کردن (که اغلب با به صلیب کشیدن همراه بود) بعد از جنگ های داخلیدر بیشتر ایالت های جنوب...

فرهنگ فارسی

با شکنجه کشتن

کلمات مرتبط

  • زارکش کردن
  • زجر کردن
  • زجر کشی کردن
  • زجرکش
  • زجرکش شدن
  • زرکش
  • قاسم زرکش
  • قاسم علی زرکش
  • مقیمای زرکش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات