زبرپوش. [ زَ ب َ ] ( اِ مرکب ) بالاپوش. زیرا که زبر به معنی بالاست. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). لباسی که بالای لباسهای دیگر پوشند. ( فرهنگ نظام ). بالاپوش. ( ناظم الاطباء ). جامه رویین. دثار. روی پوش : فراوان پرستنده پیشش بپای ز زربفت پوشیده مکی قبای.زبرپوشش جزع بسته بزربرو بافته چشمهای گهر.فردوسی.بحر که در داد و گهر جوش اوجامه غوک است زبرپوش او.ناصرخسرو.جوهرقابل چو از اقبال او تشریف یافت جلوه هردم...
فرهنگ عمید
بالاپوش، جبه، قبا.
فرهنگ معین
(زِ یا زَ بَ ) (ص فا. ) ۱ - لحاف . ۲ - بالاپوش ، جبه .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - هر چیز که در وقت خوابیدن بر بالای شخص پوشند ( عموما ) . ۲ - لحاف ( خصو صا ) . ۳ - بالاپوش جبه . بالا پوش قبا لحاف