زبد. [ زُ ب َ] (ع اِ) ج ِ زُبد. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
زبد. [ زَ ] (اِخ ) زبیده مادر محمد امین را زبد و زابد و مزبد نیز نامند. (از لسان العرب ). رجوع به زبیده شود.
زبد. [ زَ ] (اِخ ) پسر سنان . (ترجمه ٔ ...
فرهنگ عمید
کف روی آب یا شیر، کف.
فرهنگ معین
(زَ بَ ) (اِ. ) کف .
فرهنگ فارسی
کف، کف روی شیر، ا بادجمع ( اسم ) کف ( روی آب یا شیر ) جمع ازباد . یا زبد بحر کف دریا . پسر سنان
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی زَبَدٌ: کف جوشان و کثافتی که روی مایع جوشیده مینشیندریشه کلمه: زبد (۳ بار)«زَبَد» به معنای کف های روی آب و یا هر گونه کف می باشد و می دانیم بر روی آب زلال، کمتر کف آشکار می گردد، چرا که کف ها به خاطر آلوده شدن آب و اجسام خارجی می باشد.به فتح (ز- ب) کف یعنی سیل کفی بالا آمده برداشت. راغب آن را کف گفته است ولی دیگران مطلق آوردهاند. در قرآن در کف طلا و نقره و غیره نیز بکار رفته اس...