معانی کلمه : زبان فهمیدن
لغت نامه دهخدا
زبان فهمیدن. [ زَ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) دریافتن سخن. فهم سخن.اهل فراست بودن. معروف است. ( آنندراج ) :
زبان جوهر پیچیده شمشیر می فهمم
اشارت های ابرو را همی دانم همی دانم.
زبان جوهر پیچیده شمشیر می فهمم
اشارت های ابرو را همی دانم همی دانم.
فرهنگ فارسی
دریافتن سخن فهم سخن اهل فراست بودن
