Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبان شکسته بسته

تلفظ بین المللی : /zabˈɑn ʃekˈasteː bˈasteː/ تلفظ :‌ [zab'An Sek'aste: b'aste:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبان شکسته و بسته
  • زبان شکسته
  • زبان شکسته و ب
  • شکسته زبان
  • شکسته زبانی
  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبان شکسته بسته. [ زَ ن ِ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سخنی که با لکنت ادا شود. زبان که هنگام سخن گفتن بواسطه ترس و یا علل دیگر به لکنت افتد.

فرهنگ فارسی

سخنی که با لکنت ادا شود زبانی که هنگام سخن گفتن به واسطه ترس و یا علل دیگر به لکنت افتد

کلمات مرتبط

  • زبان شکسته و بسته
  • زبان شکسته
  • زبان شکسته و ب
  • شکسته زبان
  • شکسته زبانی
  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات