Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبان ستدن

تلفظ بین المللی : /zabˈɑn setˈadan/ تلفظ :‌ [zab'An set'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
  • زبان اتشین
  • زبان اذری
  • زبان ارامی
  • زبان ارموری
  • زبان استی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبان ستدن. [ زَ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از خاموش گردانیدن باشد. ( برهان قاطع ). متعدی از زبان درکشیدن. ( آنندراج ). خاموش گردانیدن. ( ناظم الاطباء ) :
نخست ازمن زبان بستد که طفل اندر نوآموزی
چو نایش بیزبان باید نه چون بربط زبان دانش.
خاقانی.
ستانی زبان از رقیبان راز
که تا راز سلطان نگویند باز.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خاموش گردانیدن ساکت کردن .
کنایه از خاموش گردانیدن باشد

کلمات مرتبط

  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
  • زبان اتشین
  • زبان اذری
  • زبان ارامی
  • زبان ارموری
  • زبان استی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات