زبان دراز. [ زَ ن ِ دِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سخن گستاخانه و بی محابا : که عیب است در مجمع اهل راز سخنهای کوته زبان دراز.
ظهوری (از آنندراج ).
رجوع به زبان دراز و زبان درازی شود. زبان دراز. [ زَ دِ ] (ص مرکب )جسور و بی ادب در تکلم . (فرهنگ نظام ). آنکه سخن بی محابا گوید و بسیار گوید. (آنندراج ...
فرهنگ عمید
گستاخ و پرحرف، کسی که در حرف زدن و سخن گفتن با دیگری گستاخی و جسارت می کند.
فرهنگ معین
( ~. دِ ) (ص مر. ) گستاخ .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه در مکالمه با دیگران گستاخ باشد جسور گستاخ . ۲ - پر حرف . سخن گستاخانه و بی محابا
دانشنامه عمومی
زبان دراز (سرده). زبان دراز (سرده) (نام علمی: Himantoglossum) نام یک سرده از تیره ثعلبیان است.