زبان حال. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِمرکب ) ناسرایش یعنی آنچه را که بیان میکند وضع شخص و یا حالت شخص و یا شئونات شخص را. ( ناظم الاطباء ). آنچه را که منسوب الیه نگفته و شاعر و یا نویسنده از حال او چنان بیند که اگر گفتی چنین گفتی : دی کوزه گری بدیدم اندر بازاربر کوزه گل همی لگد زد بسیاروآن گل بزبان حال با او میگفت من همچو تو بوده ام مرا نیکودار.عمرخیام.و به زبان حال با روزگار گفته... ( سندبادنامه...
فرهنگ فارسی
ناسرایش یعنی آنچه را که بیان می کند وضع شخص یا حالت شخص و یا شئونات شخص را
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] زبان حال در واقع بیانگر احساسات یک فرد می باشد.زبان حال همان مقتضای حال است.← معنای اصطلاحی زبان حال ۱. ↑ فرهنگ بزرگ سخن.۲. ↑ رسائل و مسائل، ج۱،ص۲۴۵-۲۴۶.۳. ↑ موسوی گلپایگانی، محمدرضا، مجمع المسائل، ج۱، ص۲۶۶. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۴، ص۲۳۱. ...wikifeqh: زبان_حال...