Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زایدر

تلفظ بین المللی : /zˈɑjdar/ تلفظ :‌ [z'AjdaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خلیج زایدرزی
  • زایدرواده
  • ویلکو زایدروایک
  • الزایمر الوییس
  • الزایمر بیماری
  • زادرا کرت
  • زاید الحساب
  • زاید السیر
  • زاید العدد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زایدر. [ زی دَ ] ( حرف اضافه +اسم ) مخفف از ایدر. از اینجا. ز اینجا : از درخت اندر گواهی خواهد اوتو بناگه از درخت اندر بگوکان تبنگو کاندر آن دینار بودآن ستد زایدر که ناهشیار بود.رودکی.بدو گفت امروز زایدر مروکه خوالیگری یافتستیم نو.فردوسی.پذیرفتم از دادگر یک خدای که گر من رسم زنده زایدر بجای.فردوسی....

فرهنگ فارسی

از اینجا زاینجا : [[ کان تبنگو کاندر آن دینار بود آن ستد زایدر که ناهشیار بود ]] ( رودکی ) .
مخفف از زایدر بمعنی از اینجا

کلمات مرتبط

  • خلیج زایدرزی
  • زایدرواده
  • ویلکو زایدروایک
  • الزایمر الوییس
  • الزایمر بیماری
  • زادرا کرت
  • زاید الحساب
  • زاید السیر
  • زاید العدد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات