معانی کلمه : زاولی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. = زابلی
۲. (اسم ) (موسیقی ) از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
۲. (اسم ) (موسیقی ) از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به زاول . ۱ - از مردم زاول زابلی . ۲ - زبان مردم زابلستان زابلی . ۳ - مقامی است در موسیقی و آن شعبه نوزدهم از شعب بیست و چهارگانه موسیقی قدیم است .
