معانی کلمه : زاوش
لغت نامه دهخدا
زاوش . [ وُ ] (اِ) بلغت بربری ، گنجشک است . (از دزی ص 577).
فرهنگ عمید
۱. از خدایان یونانیان قدیم، زئوس.
۲. ‹زاووش، زواش، زوش› (نجوم ) [قدیمی] = مشتری: فلک سادس ست زاوش را / که دهنده ست دانش و هش را (سنائی۱: ۶۹۹ ).
۲. ‹زاووش، زواش، زوش› (نجوم ) [قدیمی] = مشتری: فلک سادس ست زاوش را / که دهنده ست دانش و هش را (سنائی۱: ۶۹۹ ).
فرهنگ فارسی
۱ - خدای خدایان یونان باستان معادل ژوپیتر . ۲ - ( ف . ) مشتری ( سیاره ) .
یکی ازخدایان یونانیان قدیم، ستاره مشتری
به لغت بربری گنجشک است
یکی ازخدایان یونانیان قدیم، ستاره مشتری
به لغت بربری گنجشک است
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: zāvoš) (یونانی) نام ستارهی مشتری ، زاوش ، مشتری ، به قولی از کلمهی یونانی زوس zeus (خدای بزرگ) مشتق باشد . + ن.ک. راوش .
