معانی کلمه : زانو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) مفصل بین ران و ساق پا.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مفصل بین ران وساق پا، خمیدگی میان لوله راهم گویند
( اسم ) منطقه حد وسط بین ران و ساق پا که از مفصل زانو و کاسه زانو تشکیل شده رکبه . یا زانو رصد کردن یا زانو رصدگاه کردن ۱ - متفکر و اندوهگین نشستن . ۲ - ( تصوف ) مراقبه کردن .
ترجمه رکبه محل اتصال ساق و ران پا مجازا تواضع و اظهار ادب کردن
( اسم ) منطقه حد وسط بین ران و ساق پا که از مفصل زانو و کاسه زانو تشکیل شده رکبه . یا زانو رصد کردن یا زانو رصدگاه کردن ۱ - متفکر و اندوهگین نشستن . ۲ - ( تصوف ) مراقبه کردن .
ترجمه رکبه محل اتصال ساق و ران پا مجازا تواضع و اظهار ادب کردن
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
محل اتصال استخوان ساق و ران
/zaanoo/ محل اتصال استخوان ساق و ران
گویش اصفهانی
تکیه ای: zânü
طاری: zânü
طامه ای: zânu
طرقی: zânü
کشه ای: zâni
نطنزی: zânu
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
زُووی
