معانی کلمه : زانه
لغت نامه دهخدا
زانة. [ ن َ ] (ع اِ) ناگوار. (منتهی الارب ). || تخمه . (اقرب الموارد) (ترجمه ٔ قاموس ) (تاج العروس ).
فرهنگ عمید
زله١#NAME?
= زله١
فرهنگ فارسی
جانوری است سیاه رنگ و پر دار که بیشتر در حمامها متکون شود و بانگ طولانی کند و بعضی گویند زانه خنفسا است که سرگین گردانک باشد
