زام . (ع اِ) چهاریک از هر چیز: زام من النهار؛ چهاریک از روز. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
زام . (اِخ ) دره ای است در هندوستان که سلطان محمود غزنوی در آن شکار میکرد. گویند در یک روز سیصد و سی و سه گرگ در آن دره گرفتند. (برهان قاطع). دره ای است در هندوستان ، سلطان محمود غزنوی در آن شکار بسیار کرد. گویند در یک روز صد وسی گرگ در آنجا شکار کرد این قول صاحب بر...
فرهنگ فارسی
← زهاب اسیدی معدن
شهری از ولایت شادیاخ که اکنون به نیشابور مشهور است . از زم شتری که بینی خود را از رنج درد بلند کند مرد ساکت و خاموش و متکبر بیمناک و ترسان ( ز آم ) مرگ کریه مرگ شتاب
دانشنامه عمومی
در توضیح گفته شده که اکنون به نیشابور مشهور گفته می شود که این گونه نیست بلکه امروزه به شهر تربت جام گزیده شده است.