زاغة. [ غ َ ] (ع ص ) ج ِ زائغ. قوم زاغة؛ میل کنندگان از حق . (منتهی الارب ). میل کنندگان از حق یعنی روی گردانیدن از حق . (آنندراج ). و رجوع به ناظم الاطباء و زائغ شود.
زاغه . [ غ َ /غ ِ ] (اِ) آغل . محل نگاهداری گوسفند و گاو. غاری که کوهستانیها در کوه میکنند که در زمستانها محل حیوانات باشد. (فرهنگ نظام ). و رجوع به زاغذ و آغل شود....
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] خانۀ کوچک و محقر فقرا که معمولاً در حاشیۀ شهر قرار دارد. ۲. محل نگهداری حیوانات اهلی، آغل.
فرهنگ معین
(غِ ) (اِ. ) ۱ - سوراخی که در کوه ، تپه یا بیابان برای استراحت چهارپایان آماده کنند. ۲ - کنایه از: چهاردیواری محقر و تنگ جهت زندگی فقرا.
فرهنگ فارسی
یکی از بخشهای شهرستان خرم آباد که در خاور شهرستان واقع شده مرکز آن زاغه بالا میباشد که در ۳۲ کیلومتری مشرق خرم آباد است کنار راه شوسه خرم آباد به بروجرد کوهستانی سرد سیر . سکنه آن در حدود ۷٠٠ تن . محصول غلات حبوبات لبنیات پشم و شغل زراعت است .گودال یا آغل که درکوه وتپه یابیابان درست کنند( اسم ) سوراخی که در کوه تپه یا بیابان برای استراحت چارپایان آماده کنند آغل .گردنه ای واقع در راه بروجرد به خرم ...
دانشنامه عمومی
زاغه در لغت به محله های فقیرنشین و بدون مجوز در حاشیه شهرها گفته می شود. معمولاً امکانات بهداشتی، رفاهی و امنیتی در مناطق زاغه نشین وجود ندارد.فقدان تأسیسات شهری مناسب و کافیفقدان خدمات شهری مناسب و کافیافزایش تنش ها به علت شکاف عمیق اجتماعی بین ساکنان این سکونتگاه ها و مناطق رسمی شهریپیچیدگی و دشواری تأمین خدمات به علت توسعه ناموزون و برنامه ریزی نشدههم اکنون بیش از یک میلیارد نفر از مردم جهان در...