Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زاد و رود

تلفظ بین المللی : /zˈɑd vˈa rˈavad/ تلفظ :‌ [z'Ad v'a R'avad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • پر زاد و رود
  • بی زاد و رود
  • بی زاد و رودی
  • پر زاد و رودی
  • داستان زال و رودابه
  • زال و رودابه
  • زادو رود
  • زادورود
  • زاد و برگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زاد و رود. [ دُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اولاد و فرزندان. ( فرهنگ رازی ). زاد و ذریات. زه و زاد. رجوع به زاد شود.

فرهنگ عمید

اولاد، فرزندان، مجموع فرزندان کسی از پسر و دختر.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر . ) فرزندان ، نسل .

فرهنگ فارسی

اولاد و فرزندان زاد و ذریات
فرزند، نسل، اولاد، فرزندان، مجموع دختریاپسر

کلمات مرتبط

  • پر زاد و رود
  • بی زاد و رود
  • بی زاد و رودی
  • پر زاد و رودی
  • داستان زال و رودابه
  • زال و رودابه
  • زادو رود
  • زادورود
  • زاد و برگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات