معانی کلمه : ری وقاف
لغت نامه دهخدا
ری وقاف. [ رَ / رِ وَ ] ( اِ مرکب ) هرزه کاری. هرزه گویی. کارهای عبث. ( از برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || قول و دلیل. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از برهان ).
فرهنگ فارسی
هرزه کاری و هرزه گویی و کارهای عبث
