معانی کلمه : رینگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (ورزش ) زمینی مربع شکل به عرض پنج یا شش متر، برای انجام مسابقه، مانند مشت زنی.
۲. حلقۀ فولادی چرخ اتومبیل که لاستیک را روی آن می گذارند.
۳. حلقۀ فولادی در موتور که پیستون را روی سیلندر نگاه می دارد.
۲. حلقۀ فولادی چرخ اتومبیل که لاستیک را روی آن می گذارند.
۳. حلقۀ فولادی در موتور که پیستون را روی سیلندر نگاه می دارد.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) ۱ - میدان مسابقه مشت زنی که گرداگرد آن را طناب کشیده اند. ۲ - حلقة چدنی که پیستون را روی سیلندر نگه می دارد و از ورود گاز به داخل کارتل یا روغن به داخل محفظة سیلندر جلوگیری می کند. ۳ - حلقة فلزی چرخ خودرو که تایر روی آن نصب می شود.
